آلمانی واژگان A1

سطح: A1 · آلمانی

16 واژه

آلمانیمعنیجمله نمونه
Hausساختمانی که مردم در آن زندگی می‌کنند.Das Haus ist groß und hat einen Garten.
خانه بزرگ است و یک باغ دارد.
Wasserمایع شفافی که برای نوشیدن ضروری است.Ich trinke jeden Tag viel Wasser.
من هر روز مقدار زیادی آب می‌نوشم.
Autoیک وسیله نقلیه با چهار چرخ که در جاده‌ها حرکت می‌کند.Mein Auto ist rot und sehr schnell.
ماشین من قرمز و بسیار سریع است.
Buchشیء با صفحات چاپ شده که می‌توان آن را خواند.Ich lese ein spannendes Buch.
من در حال خواندن یک کتاب هیجان‌انگیز هستم.
Apfelمیوه‌ای گرد و شیرین با پوست قرمز، سبز یا زرد.Ein Apfel am Tag hält den Arzt fern.
یک سیب در روز دکتر را دور نگه می‌دارد.
Stuhlیک قطعه مبلمان برای نشستن.Der Stuhl ist bequem.
صندلی راحت است.
Katzeحیوان خانگی کوچک و پشمالویی که دوست دارد خرخر کند.Die Katze schläft auf dem Sofa.
گربه روی مبل خوابیده است.
Tischقطعه‌ای از مبلمان با سطحی صاف برای قرار دادن اشیاء.Der Tisch ist aus Holz.
میز از چوب ساخته شده است.
Brotغذای اصلی که از آرد، آب و مخمر پخته می‌شود.Ich esse Brot mit Butter zum Frühstück.
من برای صبحانه نان با کره می‌خورم.
Lampeدستگاهی که نور فراهم می‌کند.Die Lampe steht auf dem Tisch.
چراغ روی میز است.
Halloسلام، برای سلام کردن استفاده می‌شود.Hallo, wie geht es dir?
سلام، حال شما چطور است؟
Familieگروهی از افراد که با یکدیگر مرتبط هستند.Meine Familie ist sehr groß.
خانواده من بسیار بزرگ است.
Freundفردی که دوست دارید و از گذراندن وقت با او لذت می‌برید.Mein Freund heißt Markus.
نام دوست من مارکوس است.
Schuleجایی که کودکان و نوجوانان در آن تحصیل می‌کنند.Die Schule beginnt um 8 Uhr.
مدرسه ساعت ۸ شروع می‌شود.
Busوسیله نقلیه بزرگی برای تعداد زیادی مسافر.Der Bus kommt um 15 Uhr.
اتوبوس ساعت ۳ بعدازظهر می‌رسد.
Hundحیوانی که اغلب به عنوان حیوان خانگی نگهداری می‌شود.Der Hund spielt im Garten.
سگ در باغ بازی می‌کند.

← فلش‌کارت واژگان زبان آلمانی